پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸

پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه‌وار

لب‌ها بنفشه رنگ ز تب‌های بیقرار

زان خط و لب که هر دو بنفشه به شکّرند

وقت بنفشه دارم سودای بی‌شمار

من چون بنفشه بر سر زانو نهاده سر

زانو بنفشه‌رنگ‌تر از لب هزار بار

همچون بنفشه کز تف آتش بریخت خوی

زآن زلف چون بنفشه دل من بسوخت زار

سودا بَرَد بنفشه و شکر چرا مرا

زان شکر و بنفشه به سودا رسید کار

از بس که غم خورم ز سپهر بنفشه رنگ

خاقانی بنفشه دلم خواند روزگار

بازار دل بنفشه صفت تحفه‌ای کنم

تا دستهٔ بنفشه نهم پیش شهریار

سلطان اعظم آنکه به تیغ بنفشه‌فام

اندر دل مخالف دین شد بنفشه کار

تیغ بنفشه‌گونش بُرَد شاخ شر چنانک

بیخ بنفشه، بوی دهان شراب‌خوار

گر پیش ما به بوی بنفشه برد نمک

تیغش نمک تن است به رنگی بنفشه‌وار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰دل پردهٔ عشق توست برگیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱خون‌ ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳بر سر من نامده است از تو جفاجوی‌تر
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۴رحم کن رحم، نظر بازمگیر
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۵حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۷سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.