پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵

حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار

سرم کدو چه کنی یک کدوی باده بیار

دو قبله نیست روا، یا صلاح یا باده

سر صلاح ندارم سبوی باده بیار

به صبح و شام که گلگونه‌ای و غالیه‌ای است

مرا فریب مده رنگ و بوی باده بیار

عنان شاهد دل گیر و دست پیر خرد

ز راه زهد بگردان به کوی باده بیار

ببین که عمر گریبان دریده می‌گذرد

بگیر دامنش از ره به سوی باده بیار

منادیان قدح را به جان زنم لبیک

چو من حریفی لبیک گویِ باده بیار

صبح گویم، سبوح گوی چون باشم

چو من ملامتیی رُخصه جوی باده بیار

به جویبار بهشتت چه کار خاقانی

دل تو باغ بهشت است جوی باده بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹روز عمرم در شب افتاده است باز
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲از این ده‌رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴مه نجویم، مه مرا روی تو بس
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.