پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۰

ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز

رشتهٔ پندار نگسستی هنوز

خاک هر پی خون توست از کوی یار

پی ز کوی یار نگسستی هنوز

در سر کار هوا شد دین و دل

هم نظر زان کار نگسستی هنوز

تن چو جان از دیده نادیدار ماند

دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز

بر سر بازار عشق آبت برفت

پای ز آن بازار نگسستی هنوز

تاختی بر اسب همت سال‌ها

تنگ آن رهوار نگسستی هنوز

رشتهٔ جانت ز غم یک تار ماند

شکر کن کان تار نگسستی هنوز

لاف یک‌رنگی مزن خاقانیا

کز میان زُنّار نگسستی هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۲از این ده‌رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۳بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۴مه نجویم، مه مرا روی تو بس
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۵کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۶هر دل که غم تو داغ کردش
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۷عقل ما سلطان جان می‌خواندش
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۹خسته‌ام نیک از بد ایام خویش
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.