پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۱

دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز

میی به ساغر من همچو آفتاب بریز

هلال عید بود بر سپهر پا به رکاب

به جام ساقی گل چهره می شتاب بریز

نقاب برفکن و آتشی به جانم زن

ز دیدهٔ تر من همچو شمع، آب بریز

دلم ز دست تو آباد گر نمی‌گردد

بیار آتش و درخانهٔ خراب بریز

لب تو داد به دستم قدح ز شربت قند

در او ز روی عرقناک خود گلاب بریز

گهی که جرم مرا پیش تو حساب کنند

تو رشحه‌ای ز کرم‌های بی‌حساب بریز

ببین به دیدهٔ انصاف نظم خاقانی

طبق طبق ز جواهر بر انتخاب بریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۳بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۴مه نجویم، مه مرا روی تو بس
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۵کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۶هر دل که غم تو داغ کردش
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۷عقل ما سلطان جان می‌خواندش
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۸چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۹خسته‌ام نیک از بد ایام خویش
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۰بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.