پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷

سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر

در سینهٔ جان‌بازان سودای تو اولی‌تر

ای جان همه عالم، ریحان همه عالم

سلطان همه عالم مولای تو اولی‌تر

ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران

صبر همه مستوران، رسوای تو اولی‌تر

خواهی که کُشی یاری آن یار منم آری

گر کشتنی‌ام باری در پای تو اولی‌تر

خرم‌ترم آنگه بین از خوی توام غمگین

کز هرچه کند تسکین صفرای تو اولی‌تر

دل کز همه درماند جان بر سرت افشاند

چون جای تو او داند، او جای تو اولی‌تر

رای تو به کین‌توزی دارد سر جان‌سوزی

چون نیست لبت روزی، هم رای تو اولی‌تر

تا تو به پری مانی، شیدای توام دانی

یک شهر چو خاقانی شیدای تو اولی‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹روز عمرم در شب افتاده است باز
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۰ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۱دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۲از این ده‌رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۳بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۴مه نجویم، مه مرا روی تو بس
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۵کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۶هر دل که غم تو داغ کردش
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.