پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر

نه گرد خانه به دوشم نه خاک دامن‌گیر

دل رمیده و شوق بهانه خود دارم

که دیده است دو دیوانه را به یک زنجیر

چه طرف‌ها که نبستم ز رهنمائی دل

دلیل رهزن من مست خواب و راه خطیر

خدا زیارت فتراک دل نصیب کناد

رمیده خاطرم از دام راه بی‌تاثیر

نفس کشیدن مرغ اسیر پرواز است

مباد صید رهائی شوی ز دام صفیر

دلی که بال و پری در هوای خاک بزد

ندید خواب شکفتن چو غنچهٔ تصویر

ز سینه تا به لب آئین نیشتر دارم

حدیث از جگر پاره می‌کنم تفسیر

تو کز تفحص عنقا غبار خواهی شد

چرا غزال قناعت نمی‌کنی تسخیر

ز فیض دولت بیدار دیده می‌خواهم

که صبح را دهم از گریه توشهٔ شب‌گیر

تو خاقنی که به تاراج امتحان رفتی

ز گرد کورهٔ وارستگی طلب اکسیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲از این ده‌رنگ‌تر یاری نپندارم که دارد کس
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴مه نجویم، مه مرا روی تو بس
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶هر دل که غم تو داغ کردش
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷عقل ما سلطان جان می‌خواندش
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.