پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار

نوبت دی فوت شد نوبت اکنون بیار

دست مُقامر ببوس نقش حریفان بخوان

بزم صبوحی بساز نقل دگرگون بیار

شاهد دل ناشتاست درد زبان گز بده

مطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار

شرط صبوحی بود گاو زر و خون رز

خون سیاوش بده، گاو فریدون بیار

پیش که یاوه شوند خرد وشاقان چرخ

بر بر گل عارضان ساغر گلگون بیار

باده به کم کاسگان تا خط بغداد ده

بهر لب خاصگان یک دو خط افزون بیار

غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانیی

شو دیت خون او زان می چون خون بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۴رحم کن رحم، نظر بازمگیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۵حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۷سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۸فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹روز عمرم در شب افتاده است باز
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۱دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.