پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

خون‌ ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر

دل دزدی و نگریزی، طرار چنین خوشتر

زان غمزهٔ دود افکن، آتش فکنی در من

هم دل شکنی هم تن، دل‌دار چنین خوش‌تر

هر روز به هشیاری، نو نو دلم آزاری

مست آیی و عذر آری، آزار چنین خوش‌تر

نوری و نهان از من، حوری و رمان از من

بوس از تو و جان از من، بازار چنین خوش‌تر

الحق جگرم خوردی، خون‌ریز دلم کردی

موئیم نیازردی، پیکار چنین خوش‌تر

مرغی عجب استادم، در دام تو افتادم

غم می‌خورم و شادم، غم‌خوار چنین خوش‌تر

من کشته دلم بالله، تو عیسی و جان درده

هم عاشق ازینسان به، هم یار چنین خوش‌تر

این زنده منم بی‌تو، گم باد تنم بی‌تو

کز زیستنم بی‌تو، بسیار چنین خوش‌تر

خاقانیِ جان افشان، بر خاک در جانان

کز عاشق صوفی جان، ایثار چنین خوش‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۳بر سر من نامده است از تو جفاجوی‌تر
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۴رحم کن رحم، نظر بازمگیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۵حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۷سرهای سراندازان در پای تو اولی‌تر
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۸فتاده‌ام به طلسم کشاکش تقدیر
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹روز عمرم در شب افتاده است باز
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.