پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

آن کو چو تو دلربای دارد

بر فرق زمانه پای دارد

سخت آباد است خانهٔ حسن

تا روی تو کدخدای دارد

خوش عطاری است باد شب‌گیر

تا زلف تو مشک‌سای دارد

جان کز تو در این مقام دور است

آهنگِ دگر سرای دارد

هیهات که روی دل‌ربایت

با ما به وصال رای دارد

سلطان سعادت آنچنان نیست

که‌اندیشهٔ هر گدای دارد

خاقانی از آسمان گذشته است

تا خاک در تو جای دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷عشقت آتش ز جان برانگیزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه‌وار
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹پیش صبا نثار کنم جان شکوفه‌وار
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰دل پردهٔ عشق توست برگیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱خون‌ ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.