پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶

دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد

نرگس مست را خطت خوب سراب می‌دهد

رشوه به چشم مست تو نرگس تازه می‌برد

باژ به زلف شست تو عنبر ناب می‌دهد

دیده پرآب کرده‌ای رو که به دست غمزه‌ات

هندوی دیده تیغ را بهر تو آب می‌دهد

طرفه‌تر آنکه طره‌ات سر ز خطت همی کشد

پس به تکلف اندرو حسن تو تاب می‌دهد

ور ز خطت برون نهم پای ز بهر گردنم

هم‌ سر زلف سرکشت تاب طناب می‌دهد

بر سر کوی حسن تو پای دلم شکسته شد

تا چو درنگ می‌کند جان به شتاب می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشه‌وار
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹پیش صبا نثار کنم جان شکوفه‌وار
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰دل پردهٔ عشق توست برگیر
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱خون‌ ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳بر سر من نامده است از تو جفاجوی‌تر
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴رحم کن رحم، نظر بازمگیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.