پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰

ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم

ز پاک‌بازی نقش فنا فرو خواندیم

به نعش عالم جیفه نماز برکردیم

به فرق گنبد فرتوت خاک بفشاندیم

همه حدیث شما تیغ بود و گردن ما

نه گردنیم که از حکم سر برافشاندیم

چراغ‌وار به کشتن نشسته بر سر نَطع

به باد سرد چراغ زمانه بنشاندیم

به یک دو شب به سه چار اهل پنج شش ساعت

به هفت هشت حیل نه ده آرزو راندیم

به بیست سی غم و چل پنجَهْ اندُهان چون صید

به شستِ واقعه هفتاد روز درماندیم

ز بس که تیغ زبان موی کرد خاقانی

تن چو موی به مویه ز تیغ برهاندیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲تا چند ستم رسیده باشم
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳نماند اهل و رنگی که من داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴از هستی خود که یاد دارم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶منم آن کز طرب غمین باشم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷دَردی که مرا هست به مرهم نفروشم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸خون دلم مخور که غمان تو می‌خورم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹ما از عراق جان غم آلود می‌بریم
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.