پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۶

بر سریر نیاز می‌غلطم

بر چراگاه ناز می‌غلطم

خوش خوش آید مرا که پیش درت

به سر خاک باز می‌غلطم

پیش زخم تو کعبتین کردار

بر بساط نیاز می‌غلطم

زیر دست غم تو مهره صفت

در کف حقه باز می‌غلطم

تو مرا می‌کشی به خنجر لطف

من در آن خون به ناز می‌غلطم

پس مرا خون دوباره می‌ریزی

من به خونابه باز می‌غلطم

از پی سجدهٔ رخ تو چنان

عابدان در نماز می‌غلطم

بر سر سنبل رخ تو چنانک

آهوان در طراز می‌غلطم

بر سر آتش غمت چو سپند

با خروش و گداز می‌غلطم

تو کشان زلف و من چو گربه بر آن

سنبل دل نواز می‌غلطم

پیش زلفت چو کبک خسته جگر

زیر چنگال باز می‌غلطم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۸در سایهٔ شب شکست روزم
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۹در سینه نفس چنان شکستم
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۰ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۱گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۲تا چند ستم رسیده باشم
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۳نماند اهل و رنگی که من داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴از هستی خود که یاد دارم
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.