پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۸

عافیت، کس نشان دَهَد؟ نَدَهَد

وز بلا، کس، اَمان دَهَد؟ نَدَهَد

یک نَفَس تا که یک نَفَس بِزَنَم

روزگارم زمان دَهَد؟ نَدَهَد

در دلم غُصِّه‌ای گره‌گیر است

چرخ، تسکینِ آن دَهَد؟ نَدَهَد

کس، برایِ گره‌گشادنِ دل

غم‌گساری، نشان دَهَد؟ نَدَهَد

آخر، این بادبانِ آتش‌بار

بَحْرِ غَم را کَران دَهَد؟ نَدَهَد

موجِ کشتی‌شکاف بینَد مَرد

تکیه بر بادبان دَهَد؟ نَدَهَد

ز آسمان خواست داد، «خاقانی»

دادِ کس، آسمان دَهَد؟ نَدَهَد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۰دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۱آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۲آن کو چو تو دلربای دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۳چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۴با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۵آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۶دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷عشقت آتش ز جان برانگیزد
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.