پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۰

می وقت صبوح راوقی باید

وان می به خمار عاشقی باید

چون مرغ قنینه زد صلای می

با پیر مغان موافقی باید

تا زهد تکلفیت برخیزد

بر ناصیه داغ فاسقی باید

در پیش خسان اگر نهی خوانی

هم بی‌نمک منافقی باید

همچون محکت چو چهره بخراشند

بر چهره نشان صادقی باید

در هر کنجی است تازه عذرائی

اما نظر تو وامقی باید

چون کار به کعبتین عشق افتد

شش پنج زنش حقایقی باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۲چه روح‌افزا و راحت‌باری ای باد
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۳چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۴باغ جان را صبوحی آب دهید
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۵دل نام تو بر نگین نویسد
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۶فراقت ز خون‌ریز من درنماند
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۷آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شد
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسد
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹آتش عیاره‌ای آب عیارم ببرد
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.