پرش به محتوای اصلی
خاقانی

خاقانی

غزلیات

۴۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ عیسی‌لبیّ و مرده دلم در برابرت
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیست
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ عشق تو قضای آسمانی است
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ مِی‌ خور که جهان حریف‌جوی است
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ دل را ز دم تو وامْ روزی است
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ ای دل به عشق بَرِ تو ، که عشقت چه درخور است
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ خاکی‌دلم که در لب آن نازنین گریخت
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفت
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ به دو میگون لب و پسته دهنت
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ هر که در عاشقی قدم نزده است
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ سر و زر کو که منت یارم جست
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ در عشق تو عافیت حرام است
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ چرا ننْهم؟ نهم دل بر خیالت
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ دلم در بحر سودای تو غرق است
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ علم عشق عالی افتاده است
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ فلک در نیکوئی انصاف دادت
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ آن‌ها که محققان راهند
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ طریق عشق رهبر برنتابد
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ عقل در عشق تو سرگردان بماند
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کرد
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ صد یکِ حسن تو نوبهار ندارد
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ عشق تو به گرد هر که برگردد
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ آن زمان کو زلف را سر می‌برد
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ سر نیست کز تو بر سر خنجر نمی‌شود
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ هر زمانی بر دلم باری رسد
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ عشاق بجز یارِ سرانداز نخواهند
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ نگارینا به صحرا رو که صحرا حله می‌پوشد
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ عشق تو به هر دلی فرو ناید
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ فروغ جمالت نظر برنتابد
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ خوی او از خام‌کاری کم نکرد
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ با یاد تو زهر بر شکر خندد
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ جانا لب تو پیشکش از ما چه ستاند
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو درفزود
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ مرا وصلت به جانی برنیاید
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ دل که در دام تو افتاد غمِ جان نَبَرَد
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ دل زخم تو را سپر ندارد
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ بوسه‌گهِ آسمان نعل سمند تو باد
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ آوازهٔ جمالت چون از جهان برآمد
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۸ وصل تو به وهم درنمی‌آید
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ چشم ما بردوخت عشق و پردهٔ ما بردرید
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ دوست مرا رطلِ عشق، تا خط بغداد داد

متن اشعار به نقل از گنجور.