پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

طریق عشق رهبر برنتابد

جفای دوست داور برنتابد

به عیاری توان رفتن ره عشق

که این ره دامنِ تر برنتابد

هوا چون شحنه شد بر عالم دل

خراج از عقل کمتر برنتابد

سری را کآگهی دادند ازین سِرّ

گران‌باری افسر برنتابد

سرِ معشوق داری سر درانداز

که عاشق زحمت سر برنتابد

به وام از عشق جانی چند برگیر

که یک جان ناز دلبر برنتابد

ز کوی عشق خاقانی برون شو

که او یار قلندر برنتابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود
  2. غزل شمارهٔ ۹۰دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کرد
  3. غزل شمارهٔ ۹۱دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
  4. غزل شمارهٔ ۹۲صد یکِ حسن تو نوبهار ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۹۳تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
  6. غزل شمارهٔ ۹۴هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
  7. غزل شمارهٔ ۹۵عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
  8. غزل شمارهٔ ۹۶عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.