پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲

علم عشق عالی افتاده است

کیسهٔ صبر خالی افتاده است

اختیاری نبود عشق مرا

که ضروری و حالی افتاده است

اختر عشق را به طالع من

صفت بی‌زوالی افتاده است

دست بر شاخ وصل او نرسد

ز آنکه در اصل عالی افتاده است

خوش بخندم چو زلف او بینم

زآنکه شکلش هلالی افتاده است

هرچه دارد ضمیر خاقانی

در غمش حسب حالی افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
  2. غزل شمارهٔ ۸۵آن‌ها که محققان راهند
  3. غزل شمارهٔ ۸۶با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
  4. غزل شمارهٔ ۸۷طریق عشق رهبر برنتابد
  5. غزل شمارهٔ ۸۸عقل در عشق تو سرگردان بماند
  6. غزل شمارهٔ ۸۹دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود
  7. غزل شمارهٔ ۹۰دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کرد
  8. غزل شمارهٔ ۹۱دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.