پرش به محتوای اصلی
خاقانی خاقانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹

هر که به سودای چون تو یار بپرداخت

همتش از بند روزگار بپرداخت

در غم تو سخت مشکل است صبوری

خاصه که عالم ز غمگسار بپرداخت

عشق تو در مرغزار عقل زد آتش

از تر و از خشک مرغزار بپرداخت

لعل تو عشاق را به قیمت یک بوس

کیسه به جای یکی هزار بپرداخت

هجر تو افتاد در خزانهٔ عمرم

اولش از نقدِ اختیار بپرداخت

خاطر خاقانی از برای وصالت

گوشهٔ دل را به انتظار بپرداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
  2. غزل شمارهٔ ۸۲علم عشق عالی افتاده است
  3. غزل شمارهٔ ۸۳فلک در نیکوئی انصاف دادت
  4. غزل شمارهٔ ۸۴بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
  5. غزل شمارهٔ ۸۵آن‌ها که محققان راهند
  6. غزل شمارهٔ ۸۶با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
  7. غزل شمارهٔ ۸۷طریق عشق رهبر برنتابد
  8. غزل شمارهٔ ۸۸عقل در عشق تو سرگردان بماند
همه‌ی غزلیات ←

خاقانی درباره‌ی خاقانی

افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگ‌ترین قصیده‌سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی به‌شمار می‌آید. از القاب مهم وی حسان العجم می‌باشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قوی‌طبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از ق...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.