پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۸۱ آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش
  2. شمارهٔ ۴۸۲ گردش جام که زد صنع ازل پرگارش
  3. شمارهٔ ۴۸۳ من بی دل چو خواهم داد جان نادیده دیدارش
  4. شمارهٔ ۴۸۴ کسی کافتد نظر بر شکل آن سرو قباپوشش
  5. شمارهٔ ۴۸۵ آن لاله رخ که باشد از داغ ما فراغش
  6. شمارهٔ ۴۸۶ دلم که شوق لبت داد شربت اجلش
  7. شمارهٔ ۴۸۷ خرامان می رود آن شوخ و صد بیدل ز دنبالش
  8. شمارهٔ ۴۸۸ شیخ خودبین که به اسلام برآمد نامش
  9. شمارهٔ ۴۸۹ سپیده دم که شد از خانه عزم حمامش
  10. شمارهٔ ۴۹۰ رخت کز خط مشکین شد مزین صفحه سیمش
  11. شمارهٔ ۴۹۱ آرزو دارم که گردم خاک راه توسنش
  12. شمارهٔ ۴۹۲ شوخی که تاجداران بوسند خاک راهش
  13. شمارهٔ ۴۹۳ سر من کاش بودی خاک راهش
  14. شمارهٔ ۴۹۴ نامه کز خوبان رسد تعویذ جان می‌خوانمش
  15. شمارهٔ ۴۹۵ رو چو نهد به ملک دل عشق توشاه سازمش
  16. شمارهٔ ۴۹۶ دل من که بس مبتلا بینمش
  17. شمارهٔ ۴۹۷ تا کی کشم به صومعه حرمان ز بخت خویش
  18. شمارهٔ ۴۹۸ مدار آینه را در صفا برابر خویش
  19. شمارهٔ ۴۹۹ هر دم آیم بر درت با دیده خونبار خویش
  20. شمارهٔ ۵۰۰ زان میان گم کرده ام سررشته تدبیر خویش
  21. شمارهٔ ۵۰۱ من و خیال تو شبها و کنج خانه خویش
  22. شمارهٔ ۵۰۲ چند فروزم چراغ از علم آه خویش
  23. شمارهٔ ۵۰۳ کشتی مرا ز هجر رخ جانفزای خویش
  24. شمارهٔ ۵۰۴ چون به خواری خواستی راند آخرم از کوی خویش
  25. شمارهٔ ۵۰۵ بنمای رخ و رشک پری خانه چین باش
  26. شمارهٔ ۵۰۶ دلا ملازم رندان دردکش می باش
  27. شمارهٔ ۵۰۷ بی وفا یارا چنین بی رحم و سنگین دل مباش
  28. شمارهٔ ۵۰۸ هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش
  29. شمارهٔ ۵۰۹ ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص
  30. شمارهٔ ۵۱۰ چو بخت نیست که بارم دهی به مجلس خاص
  31. شمارهٔ ۵۱۱ ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص
  32. شمارهٔ ۵۱۲ کی کنم با کان گوهر درج لعلت را عوض
  33. شمارهٔ ۵۱۳ چو عرض توبه کند بر تو زاهد مرتاض
  34. شمارهٔ ۵۱۴ خال مشکین چیست بر رخ گرد لب نارسته خط
  35. شمارهٔ ۵۱۵ گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
  36. شمارهٔ ۵۱۶ بر آب می کشد رخت از مشک ناب خط
  37. شمارهٔ ۵۱۷ از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ
  38. شمارهٔ ۵۱۸ حدیث ماه رخت شد تمام در مطلع
  39. شمارهٔ ۵۱۹ یار قصد قتل من دارد به تیغ انقطاع
  40. شمارهٔ ۵۲۰ خلقی چو گل شکفته و خندان به طرف باغ
  41. شمارهٔ ۵۲۱ هر شب از آتش رخسار تو سوزم چو چراغ
  42. شمارهٔ ۵۲۲ کی به دعوی تاب آن روی چو مه دارد چراغ
  43. شمارهٔ ۵۲۳ گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف
  44. شمارهٔ ۵۲۴ نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف
  45. شمارهٔ ۵۲۵ باده صاف و محتسب با باده نوشان در مصاف
  46. شمارهٔ ۵۲۶ سر به پای توام ای کعبه جان نیست گزاف
  47. شمارهٔ ۵۲۷ حدیثی مشکل و سری ست مغلق
  48. شمارهٔ ۵۲۸ رهروی خوش سخنی گفت ز پیران طریق
  49. شمارهٔ ۵۲۹ چون تو در شهر مهی از من دلداده چه لایق
  50. شمارهٔ ۵۳۰ ای خرم از هوای رخت نوبهار عشق
  51. شمارهٔ ۵۳۱ بود عقیق سرشکی که ریزم از غم عشق
  52. شمارهٔ ۵۳۲ ای سر عقل از خطت بر خط فرمان عشق
  53. شمارهٔ ۵۳۳ هر خون که خورد بی تو دل از ساغر فراق
  54. شمارهٔ ۵۳۴ روز ما را ساخت چون شب تیره آن ماه از فراق
  55. شمارهٔ ۵۳۵ زهی به خاک درت چشم خون فشان مشتاق
  56. شمارهٔ ۵۳۶ ای ذات تو از صفات ما پاک
  57. شمارهٔ ۵۳۷ زد به شکرخنده لعلت بر دل ریشم نمک
  58. شمارهٔ ۵۳۸ چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک
  59. شمارهٔ ۵۳۹ چو جزو لایتجزاست آن دهان بی شک
  60. شمارهٔ ۵۴۰ دلم شد جزو جزو از تیغ بی داد تو و هر یک

متن اشعار به نقل از گنجور.