پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص

تا یابم از کدورت خود یک دو دم خلاص

باشد به قدر لطف سخنور سخن لطیف

از گفته های عام مجو نکته های خاص

بر خصم جور پیشه مکن تیغ انتقام

در کیش عشق عفو ز قاتل به از قصاص

لطف عمیم دوست مرا خاص خویش خواند

ورنه مرا چه حد که زنم لاف اختصاص

طی کن به گام صبر و توکل طریق فقر

خواص ازین معامله شد قدوه خواص

بر گوش شیخ نعره مستان بود گران

لیت الزمان یفرغ فی اذنه الرصاص

جامی به قید حلقه آن زلف دل بنه

اذ لاخلاص منه بحال و لامناص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳چو عرض توبه کند بر تو زاهد مرتاض
  2. شمارهٔ ۵۱۴خال مشکین چیست بر رخ گرد لب نارسته خط
  3. شمارهٔ ۵۱۵گم کرده ایم راه برون شد ازین رباط
  4. شمارهٔ ۵۱۶بر آب می کشد رخت از مشک ناب خط
  5. شمارهٔ ۵۱۷از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ
  6. شمارهٔ ۵۱۸حدیث ماه رخت شد تمام در مطلع
  7. شمارهٔ ۵۱۹یار قصد قتل من دارد به تیغ انقطاع
  8. شمارهٔ ۵۲۰خلقی چو گل شکفته و خندان به طرف باغ
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.