پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۶

بر آب می کشد رخت از مشک ناب خط

بس طرفه کاتبی که نویسد بر آب خط

در خط شد آفتاب ز روی تو تا کشید

از مشک گرد دایره آفتاب خط

باشد دهان تنگ تو از هیچ نقطه ای

وان لب به گرد نقطه ز لعل مذاب خط

سینه کنم چو غیر تو بندد به سینه نقش

آری کشند بر ورق ناصواب خط

چون بوسه ها شمرده دهی، از خراش تیغ

می کش به سینه ام پی ضبط حساب خط

از دل نبرد حرف غمت وعده های وصل

شسته نشد ز لوح به موج سراب خط

جامی به یاد آن لب و خط خون دیده ریخت

آن دم که دید بر لب جام شراب خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۸حدیث ماه رخت شد تمام در مطلع
  2. شمارهٔ ۵۱۹یار قصد قتل من دارد به تیغ انقطاع
  3. شمارهٔ ۵۲۰خلقی چو گل شکفته و خندان به طرف باغ
  4. شمارهٔ ۵۲۱هر شب از آتش رخسار تو سوزم چو چراغ
  5. شمارهٔ ۵۲۲کی به دعوی تاب آن روی چو مه دارد چراغ
  6. شمارهٔ ۵۲۳گفتم به عزم توبه نهم جام می ز کف
  7. شمارهٔ ۵۲۴نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف
  8. شمارهٔ ۵۲۵باده صاف و محتسب با باده نوشان در مصاف
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.