پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ عاشق به سینه بهر تو پیکان فرو خورد
  2. شمارهٔ ۴۲۲ این همه خون از لب لعل تو دل چون می خورد
  3. شمارهٔ ۴۲۳ چو نی از ناله بیشم قصه هجران فرو ریزد
  4. شمارهٔ ۴۲۴ هر شب ز غمت بس که دلم زار بنالد
  5. شمارهٔ ۴۲۵ سرو من در سایهٔ سنبل سمن می‌پرورد
  6. شمارهٔ ۴۲۶ عید است و چون گل هر کسی خندان به روی یار خود
  7. شمارهٔ ۴۲۷ خیز ساقی کز فروغ صبح شد خاور سفید
  8. شمارهٔ ۴۲۸ ماه نو بر شکل جام آمد نماز شام عید
  9. شمارهٔ ۴۲۹ شبم چون دل ز تاب تب بسوزد
  10. شمارهٔ ۴۳۰ چون به شرح غم تو خامه نهم بر کاغذ
  11. شمارهٔ ۴۳۱ هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ
  12. شمارهٔ ۴۳۲ حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر
  13. شمارهٔ ۴۳۳ ز رشک قدت ای سرو سمنبر
  14. شمارهٔ ۴۳۴ به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
  15. شمارهٔ ۴۳۵ روزه چون می داری ای شیرین پسر
  16. شمارهٔ ۴۳۶ کند گل چون رخت خود را تصور
  17. شمارهٔ ۴۳۷ شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار
  18. شمارهٔ ۴۳۸ بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار
  19. شمارهٔ ۴۳۹ گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار
  20. شمارهٔ ۴۴۰ ابشروا اذ لاح من نجد مقامات السرور
  21. شمارهٔ ۴۴۱ الله الله ز کجا می رسد آن غیرت حور
  22. شمارهٔ ۴۴۲ خطی ست بر گل رویت ز مشک تر مسطور
  23. شمارهٔ ۴۴۳ زد سحر طایر قدس ز سر سدره صفیر
  24. شمارهٔ ۴۴۴ گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
  25. شمارهٔ ۴۴۵ عاشقم بی دلم غریب و اسیر
  26. شمارهٔ ۴۴۶ شد به زلفش دل شکسته اسیر
  27. شمارهٔ ۴۴۷ عید است و دارد هر کسی عزم تماشای دگر
  28. شمارهٔ ۴۴۸ ای ز مشکین طره ات بر هر دلی بند دگر
  29. شمارهٔ ۴۴۹ زهی ز فتنه تو را هر طرف سپاه دگر
  30. شمارهٔ ۴۵۰ ای تو را از گل سیراب تنی نازک تر
  31. شمارهٔ ۴۵۱ ای تو را دامن ز گلبرگ بهاری پاکتر
  32. شمارهٔ ۴۵۲ ای دهانت ز لب و لب ز دهان شیرینتر
  33. شمارهٔ ۴۵۳ خوشا گل کامده ست از نازنینان چمن بر سر
  34. شمارهٔ ۴۵۴ ای سهی سرو تو را سنبل مشکین بر سر
  35. شمارهٔ ۴۵۵ عمری ست نور چشم جهان بین ماست یار
  36. شمارهٔ ۴۵۶ رخ زرد دارم ز دوری آن در
  37. شمارهٔ ۴۵۷ لله الحمد که بعد از سفر دور و دراز
  38. شمارهٔ ۴۵۸ خرامان بگذر ای سرو سرافراز
  39. شمارهٔ ۴۵۹ از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز
  40. شمارهٔ ۴۶۰ خطت فتنه ست و لبها فتنه انگیز
  41. شمارهٔ ۴۶۱ تیر مژه تنها به دل تنگ مینداز
  42. شمارهٔ ۴۶۲ دلا ز قید حریفان بی‌خرد بگریز
  43. شمارهٔ ۴۶۳ زهی مهر از رخت شرمنده مه نیز
  44. شمارهٔ ۴۶۴ پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز
  45. شمارهٔ ۴۶۵ رفتی و من ملازم این منزلم هنوز
  46. شمارهٔ ۴۶۶ آمد بهار و گلرخ من در سفر هنوز
  47. شمارهٔ ۴۶۷ دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز
  48. شمارهٔ ۴۶۸ یاد بادت که ز من یاد نکردی هرگز
  49. شمارهٔ ۴۶۹ رفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بس
  50. شمارهٔ ۴۷۰ عید شد هر کس ز یاری عیدیی دارد هوس
  51. شمارهٔ ۴۷۱ آن دو رخ را جامع آیات زیبایی شناس
  52. شمارهٔ ۴۷۲ درین ره خضر همت همرهم بس
  53. شمارهٔ ۴۷۳ گر روی به مردم ننمایی چه کند کس
  54. شمارهٔ ۴۷۴ ای باد صبح آن گل سیراب را بپرس
  55. شمارهٔ ۴۷۵ جام لعلش نگر از باده گلرنگ مپرس
  56. شمارهٔ ۴۷۶ قلاش وش دیدم بتی ای وقت آن قلاش خوش
  57. شمارهٔ ۴۷۷ تنها ز کجا می رسی ای سرو قباپوش
  58. شمارهٔ ۴۷۸ فغان ز ابلهی این خزان بی دم و گوش
  59. شمارهٔ ۴۷۹ نهادی لعل رخشان بر بناگوش
  60. شمارهٔ ۴۸۰ آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش

متن اشعار به نقل از گنجور.