پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

ای تو را از گل سیراب تنی نازک تر

بر تن از برگ سمن پیرهنی نازک تر

نیست بر هیچ بدن راست بدین لطف قبا

نیست در هیچ قبا زین بدنی نازک تر

زین همه تازه نهالان که به بر آمده اند

نیست کس را ز تو سیب ذقنی نازک تر

تا کشد غنچه خجالت بگذر سوی چمن

با لب نازک و از لب دهنی نازک تر

هر شهیدی که به شمشیر تو خو داشته وای

گر نباشد ز حریرش کفنی نازک تر

منه از دست کمان ای دل و جان سپرت

که ندیدم ز تو ناوک فکنی نازک تر

نازکی سخنت وصف کند جامی و بس

زانکه گفتن نتوان زین سخنی نازک تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲ای دهانت ز لب و لب ز دهان شیرینتر
  2. شمارهٔ ۴۵۳خوشا گل کامده ست از نازنینان چمن بر سر
  3. شمارهٔ ۴۵۴ای سهی سرو تو را سنبل مشکین بر سر
  4. شمارهٔ ۴۵۵عمری ست نور چشم جهان بین ماست یار
  5. شمارهٔ ۴۵۶رخ زرد دارم ز دوری آن در
  6. شمارهٔ ۴۵۷لله الحمد که بعد از سفر دور و دراز
  7. شمارهٔ ۴۵۸خرامان بگذر ای سرو سرافراز
  8. شمارهٔ ۴۵۹از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.