پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۴

ای سهی سرو تو را سنبل مشکین بر سر

عقلم از سر بربودی و دل و دین بر سر

هست سنبل به چمن شاه ریاحین لیکن

آمده کاکلت از شاه ریاحین بر سر

تا تو را دیده ام از حسن جهانی به نیاز

می کشم پیش تو سر چشم جهانبین بر سر

شاه دوران اگر این شکل و شمایل بیند

تخت جاهت دهد و افسر تمکین بر سر

هر شب آهم فکند شعله به بالین و بود

تا سحر مشعلم از شعله بالین بر سر

سین دندان به تبسم بنما روز پسین

کاید آن خوشترم از خواندن یاسین بر سر

جامی این نظم بخوان تا فلک از بهر نثار

دانه ها ریزدت از رشته پروین بر سر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۶رخ زرد دارم ز دوری آن در
  2. شمارهٔ ۴۵۷لله الحمد که بعد از سفر دور و دراز
  3. شمارهٔ ۴۵۸خرامان بگذر ای سرو سرافراز
  4. شمارهٔ ۴۵۹از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز
  5. شمارهٔ ۴۶۰خطت فتنه ست و لبها فتنه انگیز
  6. شمارهٔ ۴۶۱تیر مژه تنها به دل تنگ مینداز
  7. شمارهٔ ۴۶۲دلا ز قید حریفان بی‌خرد بگریز
  8. شمارهٔ ۴۶۳زهی مهر از رخت شرمنده مه نیز
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.