پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

تیر مژه تنها به دل تنگ مینداز

زین بیش میان دل و جان جنگ مینداز

وقف غم و درد است دل ای مایه عشرت

ره جانب این غمکده تنگ مینداز

سختی دل خویش مگو پیش رفیقان

در حلقه مرغان حرم سنگ مینداز

بر عارض چون سیم میفزا خط مشکین

در آینه صافدلان زنگ مینداز

هر چند به قانون نبرد ناله زارم

چنگ توام از چنگ خود این چنگ مینداز

من شسته ام از آب وضو دست خود ای شیخ

در کوزه دگر جز می گلرنگ مینداز

جامی به قدش شعر تو را راست شد آهنگ

این زمزمه شوق ز آهنگ مینداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳زهی مهر از رخت شرمنده مه نیز
  2. شمارهٔ ۴۶۴پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز
  3. شمارهٔ ۴۶۵رفتی و من ملازم این منزلم هنوز
  4. شمارهٔ ۴۶۶آمد بهار و گلرخ من در سفر هنوز
  5. شمارهٔ ۴۶۷دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگز
  6. شمارهٔ ۴۶۸یاد بادت که ز من یاد نکردی هرگز
  7. شمارهٔ ۴۶۹رفت عقل و صبر و هوش ای دل مکن از ناله بس
  8. شمارهٔ ۴۷۰عید شد هر کس ز یاری عیدیی دارد هوس
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.