پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

ای دهانت ز لب و لب ز دهان شیرینتر

خنده شیرین و سخن گفتن ازان شیرینتر

نرسد با لب تو لاف سخن طوطی را

گرچه هست از همه شیرین سخنان شیرینتر

در دل تنگ لبت همچو شکر شیرین است

لیک در دیده خونابه فشان شیرینتر

کام دل گرچه شد از شور غم عشق تو تلخ

جان شیرین منی بلکه ز جان شیرینتر

کلک تصویر اگر خود بزنی قند بود

صورتی از تو کشیدن نتوان شیرینتر

نیشکر گرچه ز سر تا به قدم شیرین است

نیست از قد تو ای سرو روان شیرینتر

جامی از وصف لبت گر نشکیبد چه عجب

نکته ای ناید از آنش به دهان شیرینتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴ای سهی سرو تو را سنبل مشکین بر سر
  2. شمارهٔ ۴۵۵عمری ست نور چشم جهان بین ماست یار
  3. شمارهٔ ۴۵۶رخ زرد دارم ز دوری آن در
  4. شمارهٔ ۴۵۷لله الحمد که بعد از سفر دور و دراز
  5. شمارهٔ ۴۵۸خرامان بگذر ای سرو سرافراز
  6. شمارهٔ ۴۵۹از خزان برگ رزان ریزان شد ای گل چهره خیز
  7. شمارهٔ ۴۶۰خطت فتنه ست و لبها فتنه انگیز
  8. شمارهٔ ۴۶۱تیر مژه تنها به دل تنگ مینداز
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.