پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

سرو من در سایهٔ سنبل سمن می‌پرورد

سبزهٔ تر در کنار نسترن می‌پرورد

باغبان گر بیند آن رخسار و خط ماند خجل

زان گل و ریحان که بر طرف چمن می‌پرورد

مایه‌بخش اشک غمّاز آمد از خونابه دل

دشمن خود را به خون خویشتن می‌پرورد

هر گیاه غم که سر بر زد ز خاک محنتی

عشق تو آن را به آب چشم من می‌پرورد

از پی گلگشت شیرین لاله را در بیستون

گردش دوران به خون کوهکن می‌پرورد

قوت مجنون غم بود در وادی لیلی و بس

وه که مسکین طعمه زاغ و زغن می‌پرورد

گوش کن گفتار جامی را که در وصف لبت

می‌گدازد جان شیرین و سخن می‌پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷خیز ساقی کز فروغ صبح شد خاور سفید
  2. شمارهٔ ۴۲۸ماه نو بر شکل جام آمد نماز شام عید
  3. شمارهٔ ۴۲۹شبم چون دل ز تاب تب بسوزد
  4. شمارهٔ ۴۳۰چون به شرح غم تو خامه نهم بر کاغذ
  5. شمارهٔ ۴۳۱هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ
  6. شمارهٔ ۴۳۲حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر
  7. شمارهٔ ۴۳۳ز رشک قدت ای سرو سمنبر
  8. شمارهٔ ۴۳۴به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.