پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۵

جام لعلش نگر از باده گلرنگ مپرس

ناله من شنو از زمزمه چنگ مپرس

جلوه شاهد گل بین سحر از حجله ناز

موجب ناله مرغان شباهنگ مپرس

نام من مایه ننگ است به جایی که منم

قصه نام مگو قاعده ننگ مپرس

تنگدستان تو را کام دل اندر غیب است

سر این نکته به جز زان دهن تنگ مپرس

عاشق کام طلب را ز غم و درد مگوی

مطرب بزم نشین را ز صف جنگ مپرس

بادپایان نتوانند ره عشق سپرد

قطع این مرحله از بارگی لنگ مپرس

جامی امید وصول حرم ار هست تو را

راهی می بین و قدم می زن و فرسنگ مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۷تنها ز کجا می رسی ای سرو قباپوش
  2. شمارهٔ ۴۷۸فغان ز ابلهی این خزان بی دم و گوش
  3. شمارهٔ ۴۷۹نهادی لعل رخشان بر بناگوش
  4. شمارهٔ ۴۸۰آن قبای نیلگون بینید در سیمین برش
  5. شمارهٔ ۴۸۱آن سفر کرده که جان رفت مرا بر اثرش
  6. شمارهٔ ۴۸۲گردش جام که زد صنع ازل پرگارش
  7. شمارهٔ ۴۸۳من بی دل چو خواهم داد جان نادیده دیدارش
  8. شمارهٔ ۴۸۴کسی کافتد نظر بر شکل آن سرو قباپوشش
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.