پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۱,۰۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ یا من بدا جمالک فی کل ما بدا
  2. شمارهٔ ۲ حِرزِ جان‌هاست نام دلبر ما
  3. شمارهٔ ۳ خَلیلَيَّ لاحَتْ لَنا دَورُ سَلمیٰ
  4. شمارهٔ ۴ هر چه اسباب جمال است رخ خوب تو را
  5. شمارهٔ ۵ چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
  6. شمارهٔ ۶ شرف کعبه بود کوی تو را
  7. شمارهٔ ۷ زد به رفتار خوش قدت ره ما
  8. شمارهٔ ۸ گاه در دل ساز و گه در دیده جا
  9. شمارهٔ ۹ لب لعل تو کام اهل وفا
  10. شمارهٔ ۱۰ اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
  11. شمارهٔ ۱۱ احن شوقا الی دیار لقیت فیها جمال سلمی
  12. شمارهٔ ۱۲ شد برقع روی تو چو مهت زلف شب آسا
  13. شمارهٔ ۱۳ عمری ز رخت بودم با خاطر خوش جانا
  14. شمارهٔ ۱۴ چو اشک خویشتن غلتم میان خاک و خون شب‌ها
  15. شمارهٔ ۱۵ ریزم ز مژه کوکب بی‌ماه‌رخت شب‌ها
  16. شمارهٔ ۱۶ از خارخار عشق تو در سینه دارم خارها
  17. شمارهٔ ۱۷ تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
  18. شمارهٔ ۱۸ نسیم الصبح زر منی ربی نجد و قبلها
  19. شمارهٔ ۱۹ هر شب افروخته از آتش دل مشعله‌ها
  20. شمارهٔ ۲۰ تا بر ورق گل زدی از مشک رقم‌ها
  21. شمارهٔ ۲۱ ای برده رخت رونق گل‌ها و سمن‌ها
  22. شمارهٔ ۲۲ ای غمت تخم شادمانی ها
  23. شمارهٔ ۲۳ به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را
  24. شمارهٔ ۲۴ شد سحر قاید اقبال من شیدا را
  25. شمارهٔ ۲۵ سیمین ذقنا سنگدلا لاله عذارا
  26. شمارهٔ ۲۶ خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را
  27. شمارهٔ ۲۷ زلف تو بر مه پریشان کرده مشک ناب را
  28. شمارهٔ ۲۸ من نه تنها خواهم این خوبان شهرآشوب را
  29. شمارهٔ ۲۹ شد خاک قدم طوبی آن سرو سهی قد را
  30. شمارهٔ ۳۰ پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را
  31. شمارهٔ ۳۱ عشق باید کز دو عالم فرد سازد مرد را
  32. شمارهٔ ۳۲ یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را
  33. شمارهٔ ۳۳ چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را
  34. شمارهٔ ۳۴ کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را
  35. شمارهٔ ۳۵ بخرام و باز جلوه ده آن سرو ناز را
  36. شمارهٔ ۳۶ برکش ای صوفی ز سر این خرقه سالوس را
  37. شمارهٔ ۳۷ من که جا کردم به دل آن کافر بدکیش را
  38. شمارهٔ ۳۸ هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را
  39. شمارهٔ ۳۹ مطرب امشب ساز کن با ناله من چنگ را
  40. شمارهٔ ۴۰ من که خدمت کرده ام رندان درد آشام را
  41. شمارهٔ ۴۱ می فزایی خط مشکین عارض چون سیم را
  42. شمارهٔ ۴۲ رحمی بده خدایا آن سنگدل جوان را
  43. شمارهٔ ۴۳ گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را
  44. شمارهٔ ۴۴ معلم گو مده تعلیم بیداد آن پریرو را
  45. شمارهٔ ۴۵ گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را
  46. شمارهٔ ۴۶ ای مه خرگه نشین از رخ برافکن پرده ا
  47. شمارهٔ ۴۷ رخنه کردی دل به قصد جان من دیوانه را
  48. شمارهٔ ۴۸ دو هفته شد که ندیدم مه دو هفته خود را
  49. شمارهٔ ۴۹ منم ز جان شده بنده مه یگانه خود را
  50. شمارهٔ ۵۰ بام برآی و جلوه ده ماه تمام خویش را
  51. شمارهٔ ۵۱ زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش را
  52. شمارهٔ ۵۲ گر بدانی قیمت یک تار موی خویش را
  53. شمارهٔ ۵۳ بس که می آیم به کویت شرم می آید مرا
  54. شمارهٔ ۵۴ چه بخت بود که ناگه بر سر رسید مرا
  55. شمارهٔ ۵۵ خوش است ناز تو ای سرو گل عذار مرا
  56. شمارهٔ ۵۶ چه سود گریه خون چشم اشکبار مرا
  57. شمارهٔ ۵۷ فروغ روی تو خورشید و مه بس است مرا
  58. شمارهٔ ۵۸ با تو یک دم بخت من همدم نمی سازد مرا
  59. شمارهٔ ۵۹ جدایی می کند بنیاد ما را
  60. شمارهٔ ۶۰ ای با تو ز گل فراغ ما را

متن اشعار به نقل از گنجور.