پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

ای با تو ز گل فراغ ما را

گل بی تو به سینه داغ ما را

در باغ گل از تو می برد بوی

بوی تو برد به باغ ما را

دارد شب هجر شعله آه

در عشق تو بر چراغ ما را

گنجی و ز مفلسی خیالت

جا ساخته در دماغ ما را

دل رفت و نشان ز هر که پرسم

سوی تو دهد سراغ ما را

ماییم و صفیر عندلیبان

خوش نیست نفیر زاغ ما را

مشغولی عشق داد جامی

از شغل جهان فراغ ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ای در ابرو گره افکنده چه حال است تو را
  2. شمارهٔ ۶۳با اسیران نظری نیست تو را
  3. شمارهٔ ۶۴گرچه هر روزی ز صد ره کم نمی بینم تو را
  4. شمارهٔ ۶۵آن که از حلقه زرگوش گران است او را
  5. شمارهٔ ۶۶کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ما
  6. شمارهٔ ۶۷ساقی به جدل حل نشود مسئله ما
  7. شمارهٔ ۶۸ای مهر تو از صبح ازل هم نفس ما
  8. شمارهٔ ۶۹کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.