پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

با اسیران نظری نیست تو را

بر غریبان گذری نیست تو را

چون نیاری دگرم پیش نظر

گر نظر با دگری نیست تو را

قول دشمن مشنو در حق من

که ز من دوست تری نیست تو را

سرم از خاک درت دور مکن

گر ز من درد سری نیست تو را

خون دل بر مژه ام بست جگر

چند گویی جگری نیست تو را

در دلت ناله ما را چه اثر

از وفا چون اثری نیست تو را

جامی از عشق بتان عار مدار

غیر ازین خود هنری نیست تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵آن که از حلقه زرگوش گران است او را
  2. شمارهٔ ۶۶کیست آن مه که درآمد ز در خلوت ما
  3. شمارهٔ ۶۷ساقی به جدل حل نشود مسئله ما
  4. شمارهٔ ۶۸ای مهر تو از صبح ازل هم نفس ما
  5. شمارهٔ ۶۹کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما
  6. شمارهٔ ۷۰ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
  7. شمارهٔ ۷۱کاش ویران شود از سیل فنا خانه ما
  8. شمارهٔ ۷۲هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجا
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.