پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما

خورشید را فروغ ده از عکس جام ما

گلگون می درآر به میدان کنون که هست

رخش سپهر و توسن ایام رام ما

آن ترک را به یک دو قدح مست کن چنان

کز گردش زمانه کشد انتقام ما

آورد آب رفته به جو باغ حسن را

سرو بلند قامت طوبی خرام ما

طاووس وار طوطی جان جلوه می کند

از فر این همای که آمد به دام ما

گاهی می شبانه و گه باده صبوح

بنگر وظیفه سحر و ورد شام ما

جامی به وصف آن لب شیرین شکر شکست

خامش مباد طوطی شیرین کلام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲هر کجا جلوه کند آن بت چالاک آنجا
  2. شمارهٔ ۷۳طرف باغ و لب جوی و لب جام است اینجا
  3. شمارهٔ ۷۴صبر از دل و دل از من و من از وطن جدا
  4. شمارهٔ ۷۵تو را ای نازنین هر سو ز دلها صد سپه بادا
  5. شمارهٔ ۷۶برفت عقل و دل و دین و ماند جان تنها
  6. شمارهٔ ۷۷خال و خط جانفزاست اینها
  7. شمارهٔ ۷۸روحی فداک ای صنم ابطحی لقب
  8. شمارهٔ ۷۹بدا برق بطحاء و الدمع ساکب
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.