پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

خال و خط جانفزاست اینها

یا آفت جان ماست اینها

صبر و خرد از دلم چه جویی

در دور تو خود کراست اینها

چشم تو هزار فتنه انگیخت

ای شوخ چه فتنه هاست اینها

از جور و جفای تو ننالم

کز همچو تویی وفاست اینها

نرخ تو دو کون چون نهد عقل

یک موی تو را بهاست اینها

کوی تو ز دود آه پر شد

یا رب ز دل که خاست اینها

گویی که رواست قتل جامی

وانگه نکشی رواست اینها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹بدا برق بطحاء و الدمع ساکب
  2. شمارهٔ ۸۰به گوش مه رسد آواز یاربم هر شب
  3. شمارهٔ ۸۱به مه من که رساند که من دلشده هر شب
  4. شمارهٔ ۸۲چند ای معلم هر روز تا شب
  5. شمارهٔ ۸۳تا نمودی لب و چه غبغب
  6. شمارهٔ ۸۴آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب
  7. شمارهٔ ۸۵هر کجا زد خیمه چون ماه سپهر آن آفتاب
  8. شمارهٔ ۸۶ای روی تو اختر جهان تاب
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.