پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ای روی تو اختر جهان تاب

شد تیره شبم ز هجر دریاب

من تاب نیارم از تو توبه

من تاب من الحبیب ما طاب

عمری ست که بر در توام من

یک بار بپرس من علی الباب

خواب اجل از تو غایبم برد

من غاب کما یقال قد خاب

چون چشم تو خوابناک مستی

صاحبنظران ندیده در خواب

زاهد به خیال آن دو ابرو

سربرده فرو به کنج محراب

در وصف رخت ز نظم جامی

از بس که تر است می چکد آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸هر صبح کآفتاب رخت سر زند ز جیب
  2. شمارهٔ ۸۹چون نصیب ما نشد وصل حبیب
  3. شمارهٔ ۹۰می زند مشت به رویم که مبین سوی حبیب
  4. شمارهٔ ۹۱دردمندم عاجزم بیمار و تنها و غریب
  5. شمارهٔ ۹۲دلا به طرف چمن جام خوشگوار طلب
  6. شمارهٔ ۹۳ای در هوای مهر تو ذرات کاینات
  7. شمارهٔ ۹۴ای آفتاب روی تو عکس فروغ ذات
  8. شمارهٔ ۹۵ای صفات تو نهان در تتق وحدت ذات
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.