پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

ای صفات تو نهان در تتق وحدت ذات

جلوه گر ذات تو از پرده اسما و صفات

ما گرفتار جهت از تو نشان چون یابیم

ای سراپرده اجلال تو بیرون ز جهات

از ندای تو درافتاد صدایی به حرم

خاست صد نعره لبیک ز اهل عرفات

مشرب زهد کجا چاشنی عشق کجا

آن یکی ملح اجاج آمد و این عذب فرات

ما نداریم مشامی که توانیم شنید

ورنه هر دم رسد از گلشن وصلت نفحات

به وفای تو درآمیخت چنان آب و گلم

که دمد بعد وفات از گل من بوی وفات

مرد جامی به سر تربت او بنویسید

هذه روضة من حل به العشق فمات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ای درت کعبه ارباب نجات
  2. شمارهٔ ۹۸بر درت جا کنند اهل نجات
  3. شمارهٔ ۹۹صد خارم از فراق تو در پای دل شکست
  4. شمارهٔ ۱۰۰گر آن بی وفا عهد یاری شکست
  5. شمارهٔ ۱۰۱گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست
  6. شمارهٔ ۱۰۲پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
  7. شمارهٔ ۱۰۳گر بود در خاک پیشم رویم از کوی تو خشت
  8. شمارهٔ ۱۰۴عشقت که بود کعبه ارباب سلامت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.