پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

صلای باده زد پیر خرابات

بیا ساقی که فی التاخیر آفات

من و مستی و ذوق می پرستی

چه کار آید مرا کشف و کرامات

می و نقل است ورد من شب و روز

بنامیزد زهی اوراد و اوقات

سلوک راه عشق از خود رهایی ست

نه قطع منزل و طی مقامات

جهان مرآت حسن شاهد ماست

فشاهد وجهه فی کل ذرات

سعادت خواهی از عادت گذر کن

که ترک عادت است اصل سعادات

مزن بیهوده لاف عشق جامی

فان العاشقین لهم علامات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸بر درت جا کنند اهل نجات
  2. شمارهٔ ۹۹صد خارم از فراق تو در پای دل شکست
  3. شمارهٔ ۱۰۰گر آن بی وفا عهد یاری شکست
  4. شمارهٔ ۱۰۱گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست
  5. شمارهٔ ۱۰۲پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
  6. شمارهٔ ۱۰۳گر بود در خاک پیشم رویم از کوی تو خشت
  7. شمارهٔ ۱۰۴عشقت که بود کعبه ارباب سلامت
  8. شمارهٔ ۱۰۵بحمدالله که بازم دیده روشن شد به دیدارت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.