پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

بر درت جا کنند اهل نجات

رفع الله قدرهم درجات

گر تو خواهی زکات خوبی داد

ما فقیریم و مستحق زکات

هر که دارد وقوف ازین سر کوی

لا یرید الوقوف بالعرفات

تا تو شویی ز می لب چو شکر

آب شد قند و کوزه گشت نبات

خط سبز تو زیر سایه زلف

خضر حام حوله ظلمات

مردم از لعل تو به طالع من

خاصیت بین که داد آب حیات

توبه کردی شراب خور جامی

اتبع السیئات بالحسنات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰گر آن بی وفا عهد یاری شکست
  2. شمارهٔ ۱۰۱گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست
  3. شمارهٔ ۱۰۲پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
  4. شمارهٔ ۱۰۳گر بود در خاک پیشم رویم از کوی تو خشت
  5. شمارهٔ ۱۰۴عشقت که بود کعبه ارباب سلامت
  6. شمارهٔ ۱۰۵بحمدالله که بازم دیده روشن شد به دیدارت
  7. شمارهٔ ۱۰۶چشم بگشادم پس از هجران به ابروی خوشت
  8. شمارهٔ ۱۰۷در کنج غم نشستم خرسند با خیالت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.