پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

ای در هوای مهر تو ذرات کاینات

واقف نه از کماهی ذات تو هیچ ذات

شد چشم عقل خیره چو در مبداء ازل

حسنت نمود جلوه در آیینه صفات

هر خشتی از کنشت شود کعبه دگر

گر پرتو جمال تو افتد به سومنات

هر جا که تافت پرتو انوار عزتت

عزی ندید عزی و قدری نیافت لات

در بحر کبریای تو آن کس که شد فنا

چون خضر راه برد به سرچشمه حیات

هر کس به کعبه طلبت رو نهد نخست

از کل کاینات کند قطع التفات

جامی ببخش جامی لب تشنه را به لطف

زان باده کز کدورت جهلش دهد نجات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵ای صفات تو نهان در تتق وحدت ذات
  2. شمارهٔ ۹۶صلای باده زد پیر خرابات
  3. شمارهٔ ۹۷ای درت کعبه ارباب نجات
  4. شمارهٔ ۹۸بر درت جا کنند اهل نجات
  5. شمارهٔ ۹۹صد خارم از فراق تو در پای دل شکست
  6. شمارهٔ ۱۰۰گر آن بی وفا عهد یاری شکست
  7. شمارهٔ ۱۰۱گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست
  8. شمارهٔ ۱۰۲پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.