پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲

حِرزِ جان‌هاست نام دلبر ما

ما أَعَزَّ اسْمَهُ و ما أَعلیٰ

نام او گنج‌نامهٔ لاهوت

گنج پنهانِ غیب، ازو پیدا

همه اسما مظاهر ذاتند

همه اشیا مظاهر اسما

لا أَریٰ في الْوُجود إِلّا هُو

محو شد نامِ غیر و نقشِ سِویٰ

هستیِ مطلق است و وحدتِ صِرف

أَیْنَ هُو، أَیْنَ أَنْتْ، أَیْنَ أَنَا

من و او و تو از میان برخاست

سر وحدت شد از همه یکتا

جان جامی ز نکتهٔ وحدت

نشکیبد چو ماهی از دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴هر چه اسباب جمال است رخ خوب تو را
  2. شمارهٔ ۵چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا
  3. شمارهٔ ۶شرف کعبه بود کوی تو را
  4. شمارهٔ ۷زد به رفتار خوش قدت ره ما
  5. شمارهٔ ۸گاه در دل ساز و گه در دیده جا
  6. شمارهٔ ۹لب لعل تو کام اهل وفا
  7. شمارهٔ ۱۰اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
  8. شمارهٔ ۱۱احن شوقا الی دیار لقیت فیها جمال سلمی
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.