پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۵

چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا

یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما

به ته کرته نیلی سوی بستان بخرام

تا گل از شوق کند خرقه فیروزه قبا

باغبان کاش کند سوسن و گل فرش رهت

زانکه بر روی زمین حیف بود آن کف پا

سرو را جالب جوی است و تو را گوشه چشم

الله الله چه تفاوت تو کجا سرو کجا

همچو بلبل به هوای گل رویت نالم

نیست این ناله و فریاد من از باد هوا

زآب صافی نگر آن روی چو گل تا دانی

کز چه رو این همه جویان تواند اهل صفا

با تو جامی هوس گشت گلستان دارد

لیک چون همرهی سرو کند شاخ گیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷زد به رفتار خوش قدت ره ما
  2. شمارهٔ ۸گاه در دل ساز و گه در دیده جا
  3. شمارهٔ ۹لب لعل تو کام اهل وفا
  4. شمارهٔ ۱۰اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما
  5. شمارهٔ ۱۱احن شوقا الی دیار لقیت فیها جمال سلمی
  6. شمارهٔ ۱۲شد برقع روی تو چو مهت زلف شب آسا
  7. شمارهٔ ۱۳عمری ز رخت بودم با خاطر خوش جانا
  8. شمارهٔ ۱۴چو اشک خویشتن غلتم میان خاک و خون شب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.