پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار

قاسم انوار

غزلیات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور
  2. شمارهٔ ۳۶۲ اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
  3. شمارهٔ ۳۶۳ ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
  4. شمارهٔ ۳۶۴ بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار
  5. شمارهٔ ۳۶۵ جام جمست این دل بیچاره، گوش دار
  6. شمارهٔ ۳۶۶ در داستان عشق تفصی نمود یار
  7. شمارهٔ ۳۶۷ درد سری میدهد زحمت رنج خمار
  8. شمارهٔ ۳۶۸ رو خرقه گرو کن، دل و دلدار بدست آر
  9. شمارهٔ ۳۶۹ ساقیا، مست خرابیم، بما جامی آر
  10. شمارهٔ ۳۷۰ ساقی، بیار باده، که تلخست انتظار
  11. شمارهٔ ۳۷۱ ساقی، بیار باده گل رنگ خوشگوار
  12. شمارهٔ ۳۷۲ سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار
  13. شمارهٔ ۳۷۳ عزت عشق بود غیرت یار
  14. شمارهٔ ۳۷۴ غلطی نیست در حساب و شمار
  15. شمارهٔ ۳۷۵ قصه ای نو رسید از اسرار:
  16. شمارهٔ ۳۷۶ لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
  17. شمارهٔ ۳۷۷ ماییم و جام باده و سودای آن نگار
  18. شمارهٔ ۳۷۸ مشربم عذبست و مطرب عشق و ساقی یار غار
  19. شمارهٔ ۳۷۹ مشکین کلاله را چو برافکند آن نگار
  20. شمارهٔ ۳۸۰ منم و عشق سرکش عیار
  21. شمارهٔ ۳۸۱ هر که هشیار درین دیر مغانش مگذار
  22. شمارهٔ ۳۸۲ اگرچه خسرو عالم شوی و گر فغفور
  23. شمارهٔ ۳۸۳ پیش ما قصه شوقست و شهودست و حضور
  24. شمارهٔ ۳۸۴ در کهن دیر زمان جمله فریبست و غرور
  25. شمارهٔ ۳۸۵ کار بی همکار سخت و راه بی همراه دور
  26. شمارهٔ ۳۸۶ امکان صبر نیست، ز سر گیرم این نفیر
  27. شمارهٔ ۳۸۷ چو نازنین جهانی بحسن خویش بناز
  28. شمارهٔ ۳۸۸ ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز
  29. شمارهٔ ۳۸۹ با زلف و رخت مست مدامیم شب و روز
  30. شمارهٔ ۳۹۰ فکر عقل از حد گذشت ای عشق، آتش برفروز
  31. شمارهٔ ۳۹۱ دلم در عشق ناپرواست امروز
  32. شمارهٔ ۳۹۲ از لب لعل توام کار بکامست امروز
  33. شمارهٔ ۳۹۳ سید سادات عالم غیر انسان نیست کس
  34. شمارهٔ ۳۹۴ ز چشم گوشه نشینان نشان سودا پرس
  35. شمارهٔ ۳۹۵ گر کسی مست و خرابست ز مستانش پرس
  36. شمارهٔ ۳۹۶ از ما حکایت می و پیر و مغانه پرس
  37. شمارهٔ ۳۹۷ دلی دارم ز سودایش پر آتش
  38. شمارهٔ ۳۹۸ تو شمع مجلسی در بزم جان باش
  39. شمارهٔ ۳۹۹ جان هوادار تو شد، فاش مکن اسرارش
  40. شمارهٔ ۴۰۰ خواجه مستست، ببین در سر و در دستارش
  41. شمارهٔ ۴۰۱ بر کنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
  42. شمارهٔ ۴۰۲ بنده از دوست سئوالی بصفا کردم دوش
  43. شمارهٔ ۴۰۳ پهلوی خوانان غزل می خواند دوش
  44. شمارهٔ ۴۰۴ واردات عاشقان کز عشق می آید بگوش
  45. شمارهٔ ۴۰۵ باده‌ام صافست و مطرب صاف و ساقی صاف صاف
  46. شمارهٔ ۴۰۶ بنادانان مگو سر حقایق
  47. شمارهٔ ۴۰۷ متمادی شدست یوم فراق
  48. شمارهٔ ۴۰۸ بآرزوی تو در خاک می روم، در خاک
  49. شمارهٔ ۴۰۹ چه بود قصه لیلی درین نشیمن خاک؟
  50. شمارهٔ ۴۱۰ رندیم و عاشقیم و جهان سوز و جامه چاک
  51. شمارهٔ ۴۱۱ ای زلف و رخت میگون، ای دوست سلام علیک
  52. شمارهٔ ۴۱۲ نور ولایت تویی، شاه سلام علیک
  53. شمارهٔ ۴۱۳ در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ
  54. شمارهٔ ۴۱۴ از شبستان ازل، تا بامداد آب و گل
  55. شمارهٔ ۴۱۵ بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
  56. شمارهٔ ۴۱۶ بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
  57. شمارهٔ ۴۱۷ خاطرم آشفته و جان در ملال
  58. شمارهٔ ۴۱۸ ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال
  59. شمارهٔ ۴۱۹ مقررست و معین، برای اهل کمال
  60. شمارهٔ ۴۲۰ خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟

متن اشعار به نقل از گنجور.