پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار

قاسم انوار

غزلیات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۱ این چه حدیثست که کرد آن صنم؟
  2. شمارهٔ ۴۲۲ بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم
  3. شمارهٔ ۴۲۳ خوش وقت من، که آینه کردار روشنم
  4. شمارهٔ ۴۲۴ سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم
  5. شمارهٔ ۴۲۵ طلب‌کاری ز حد بگذشت و ما محروم و نامحرم
  6. شمارهٔ ۴۲۶ نی چو بنالید، بگفتا: نیم
  7. شمارهٔ ۴۲۷ از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام
  8. شمارهٔ ۴۲۸ یک جام به جانی دهد آن ساقی خودکام
  9. شمارهٔ ۴۲۹ بیا، که نوبت رندیست، عاشقم، مستم
  10. شمارهٔ ۴۳۰ دوش آن مه دو هفته دستم گرفت، دستم
  11. شمارهٔ ۴۳۱ سوی می خانه میکشی دستم
  12. شمارهٔ ۴۳۲ من از سودای جانان نیم مستم
  13. شمارهٔ ۴۳۳ اگر بر خاک کویت گرد گردم
  14. شمارهٔ ۴۳۴ سفر گزیدم و آهنگ آن جهان کردم
  15. شمارهٔ ۴۳۵ دوش بر اوج لا مکان خیمه اصطفا زدم
  16. شمارهٔ ۴۳۶ بدوستی، که ترا نیک دوست می دارم
  17. شمارهٔ ۴۳۷ دینار نمی خواهم، من عاشق دیدارم
  18. شمارهٔ ۴۳۸ گر بنالم من از این درد که در دل دارم
  19. شمارهٔ ۴۳۹ منت از دل بصد جان دوست دارم
  20. شمارهٔ ۴۴۰ نه تنها من خراب و مست یارم
  21. شمارهٔ ۴۴۱ باده می نوشم و سودای تو در سر دارم
  22. شمارهٔ ۴۴۲ سرم سبزست و لب خندان و عیش جاودان دارم
  23. شمارهٔ ۴۴۳ عاشق یارم، بغیر یار ندارم
  24. شمارهٔ ۴۴۴ جگر گر مست و دل گر مست و آه آتشین دارم
  25. شمارهٔ ۴۴۵ از نایره شوقت در دل شرری دارم
  26. شمارهٔ ۴۴۶ در ملک وصال او ظل شجری دارم
  27. شمارهٔ ۴۴۷ چشم گریان و دل زار و نزاری دارم
  28. شمارهٔ ۴۴۸ عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟
  29. شمارهٔ ۴۴۹ خیالست این که: من بی یار باشم
  30. شمارهٔ ۴۵۰ ای دوای درد بیماران، سلام علیکم
  31. شمارهٔ ۴۵۱ بحمدالله من از دردی کشانم
  32. شمارهٔ ۴۵۲ فقر می‌گفت که: من خسرو جاویدانم
  33. شمارهٔ ۴۵۳ من بیچاره سودا زده سرگردانم
  34. شمارهٔ ۴۵۴ من ز سودای تو سرگشته و سرگردانم
  35. شمارهٔ ۴۵۵ مشرب عذب مرا هر نفس از خم قدیم
  36. شمارهٔ ۴۵۶ میان آتش سوزان علم فراخته ایم
  37. شمارهٔ ۴۵۷ ما در هوای عشق تو سرمست باده‌ایم
  38. شمارهٔ ۴۵۸ پهلوی خوان به سر کوی حبیب آمده‌ایم
  39. شمارهٔ ۴۵۹ گرنه آنست که جوینده یار آمده ایم؟
  40. شمارهٔ ۴۶۰ مست بودیم بگلبانگ تو هشیار شدیم
  41. شمارهٔ ۴۶۱ اقبال عشق بود، که ما مقبل آمدیم
  42. شمارهٔ ۴۶۲ ما در جهان کون برای تو آمدیم
  43. شمارهٔ ۴۶۳ این عنایت ازلی بود که ره پرسیدیم
  44. شمارهٔ ۴۶۴ در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم
  45. شمارهٔ ۴۶۵ ما در طلب دوست فراوان بدویدیم
  46. شمارهٔ ۴۶۶ در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
  47. شمارهٔ ۴۶۷ در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
  48. شمارهٔ ۴۶۸ هزاران بحر در دردانه دیدیم
  49. شمارهٔ ۴۶۹ جانا، بجز از تو کس نداریم
  50. شمارهٔ ۴۷۰ عمریست که سودای سر زلف تو داریم
  51. شمارهٔ ۴۷۱ غیر از تو کس دگر نداریم
  52. شمارهٔ ۴۷۲ ما در دل و جان آتش سودای تو داریم
  53. شمارهٔ ۴۷۳ ما عاشق و رند و پاکبازیم
  54. شمارهٔ ۴۷۴ ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم
  55. شمارهٔ ۴۷۵ با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
  56. شمارهٔ ۴۷۶ گرچه در طور شریعت همه مأمورانیم
  57. شمارهٔ ۴۷۷ لب مگز، عشوه مده باز، که ما مستانیم
  58. شمارهٔ ۴۷۸ ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم
  59. شمارهٔ ۴۷۹ ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
  60. شمارهٔ ۴۸۰ تو جان و دل مایی، من وصف تو چون گویم؟

متن اشعار به نقل از گنجور.