پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم

هرجا که رسیدیم بجز یار ندیدیم

عمری پس این پرده پندار بماندیم

چون روی تو دیدیم ز پندار رهیدیم

دیدار عزیز تو، که آن مقصد اقصاست

صد شکر که دیدیم و بمقصود رسیدیم

ما کشته شمشیر غم عشق تو گشتیم

المنة الله که سعیدیم و شهیدیم

ما را چه غم از حرفک و چربک؟ که درین راه

در جوش صفاهای تو چون خم نبیدیم

دیدیم که این خرقه ما هستی راهست

از دست تو این خرقه بصد پاره دریدیم

در حضرت او یا رب بسیار بکردیم

لبیک حق از کعبه و بت خانه شنیدیم

هر روز از آن یار سلامی و کلامیست

از بی خردی عاشق این کهنه قدیدیم

چون قاسمی ار یک نفسی روی تو بینیم

شیخیم و امامیم و مرادیم و مریدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
  2. شمارهٔ ۴۶۷در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
  3. شمارهٔ ۴۶۸هزاران بحر در دردانه دیدیم
  4. شمارهٔ ۴۶۹جانا، بجز از تو کس نداریم
  5. شمارهٔ ۴۷۰عمریست که سودای سر زلف تو داریم
  6. شمارهٔ ۴۷۱غیر از تو کس دگر نداریم
  7. شمارهٔ ۴۷۲ما در دل و جان آتش سودای تو داریم
  8. شمارهٔ ۴۷۳ما عاشق و رند و پاکبازیم
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.