پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

غیر از تو کس دگر نداریم

وز تو نفسی بسر نداریم

ماییم و دلی بهر دو عالم

جز کوی تو مستقر نداریم

گویند که: عشق عار و عیبست

ما خود بجز این هنر نداریم

با عقل معاد آشناییم

این عقل معاش اگر نداریم

ما عاشق جلوهای یاریم

والله که سر سفر نداریم

مالامالست جام توحید

ما باده مختصر نداریم

قاسم ز غم تو بی خبر شد

شاید، که ز خود خبر نداریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳ما عاشق و رند و پاکبازیم
  2. شمارهٔ ۴۷۴ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم
  3. شمارهٔ ۴۷۵با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
  4. شمارهٔ ۴۷۶گرچه در طور شریعت همه مأمورانیم
  5. شمارهٔ ۴۷۷لب مگز، عشوه مده باز، که ما مستانیم
  6. شمارهٔ ۴۷۸ما و این عشق دل افروز، که جان در جانیم
  7. شمارهٔ ۴۷۹ما نه امروزست کز عشق و ولا دم می زنیم
  8. شمارهٔ ۴۸۰تو جان و دل مایی، من وصف تو چون گویم؟
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.