پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم

در گنج رسیدیم ولی مار ندیدیم

دیدیم درین دیر کهن سال دل افروز

دیار بغیر از تو درین دار ندیدیم

قرآن، که درو نیست خلافی بحقیقت

جز در نمط مختلف آثار ندیدیم

مانند رخت یک گل رنگین طلبیدیم

انصاف که در خانه و بازار ندیدیم

این گل که ببازار جهان حسن تو آورد

وردیست که در عرصه گلزار ندیدیم

هر روز بشکلی دگرآیی بر مستان

هربار که دیدیم چو این بار ندیدیم

هرجا که طلب کرد دل قاسم مسکین

مطلوب و طلب جمله بجز یار ندیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹جانا، بجز از تو کس نداریم
  2. شمارهٔ ۴۷۰عمریست که سودای سر زلف تو داریم
  3. شمارهٔ ۴۷۱غیر از تو کس دگر نداریم
  4. شمارهٔ ۴۷۲ما در دل و جان آتش سودای تو داریم
  5. شمارهٔ ۴۷۳ما عاشق و رند و پاکبازیم
  6. شمارهٔ ۴۷۴ماییم که چون باده گل رنگ بجوشیم
  7. شمارهٔ ۴۷۵با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
  8. شمارهٔ ۴۷۶گرچه در طور شریعت همه مأمورانیم
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.