پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

ما در جهان کون برای تو آمدیم

بهر تو آمدیم و برای تو آمدیم

در تنگنای خاک بماندیم عمرها

در تنگنای غم بفضای تو آمدیم

چون کرکسان نشیمن ماخاک توده بود

در ملک جان بفرهمای تو آمدیم

ما باز وحدتیم وز کهسار حضرتیم

اکنون بدست شه بصدای تو آمدیم

از دوست لم یزل بدلم میرسد ندا :

ما لایزال درد و دوای تو آمدیم

ما را همین بسست که در ملکت وجود

فخر دو عالمیم و گدای تو آمدیم

عهدی که داشتیم ز روز ازل بدوست

در صحن کن فکان بوفای تو آمدیم

ای یار نازنین، که تو گشتی فدای ما

ما نیز در دو کون فدای تو آمدیم

در حال زار ما نظری کن، که نادریم

عین تو آمدیم و سوای تو آمدیم

سر ولای تست نگهدار جان ما

ما در جهان بسر ولای تو آمدیم

از ملک لایزال بریدیم، قاسمی

در ملک لم یزل بهوای تو آمدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴در مسجد و در کعبه و بت خانه دویدیم
  2. شمارهٔ ۴۶۵ما در طلب دوست فراوان بدویدیم
  3. شمارهٔ ۴۶۶در دور رخت یک دل هشیار ندیدیم
  4. شمارهٔ ۴۶۷در کعبه و بت خانه بجز یار ندیدیم
  5. شمارهٔ ۴۶۸هزاران بحر در دردانه دیدیم
  6. شمارهٔ ۴۶۹جانا، بجز از تو کس نداریم
  7. شمارهٔ ۴۷۰عمریست که سودای سر زلف تو داریم
  8. شمارهٔ ۴۷۱غیر از تو کس دگر نداریم
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.