پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

ساقی، بیار باده، که تلخست انتظار

چون من خمار می شوم، از بهر من خم آر

با عشق باش و همدم و همراز عشق باش

دل در جهان مبند، که داریست بی مدار

از عشق وا ممان، که زیان در زیان کنی

همراه عشق باش، که شیریست در شکار

ای شیخ روزگار، که مغرور و غافلی

بر خرقه و دراعه خود ماتمی بدار

در حال زار ما بتکبر نظر مکن

تو مست رای خویشی و ما مست روی یار

ای عقل چاره ساز، که ترسیده ای ز سر

سر بایدت بکوچه عشاق، سر مدار

قاسم بداغ لاله رخان رفت و رسته است

برتر بتش همیشه ریاحین لاله زار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲سینه مجروحست و عقل آشفته، خاطر بی قرار
  2. شمارهٔ ۳۷۳عزت عشق بود غیرت یار
  3. شمارهٔ ۳۷۴غلطی نیست در حساب و شمار
  4. شمارهٔ ۳۷۵قصه ای نو رسید از اسرار:
  5. شمارهٔ ۳۷۶لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
  6. شمارهٔ ۳۷۷ماییم و جام باده و سودای آن نگار
  7. شمارهٔ ۳۷۸مشربم عذبست و مطرب عشق و ساقی یار غار
  8. شمارهٔ ۳۷۹مشکین کلاله را چو برافکند آن نگار
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.