پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ

نوری و ناری بگه صلح و جنگ

از غم و فکر دو جهان رسته است

عاشق دیوانه مست ملنگ

عشق خدا پادشه راست گوست

عشق ندارد صفت ریو و رنگ

جرعه ای از جام محبت بنوش

باز ره از باده و افیون و بنگ

عشق چو شوریده و دیوانه شد

بحر جهانرا بکشد چون نهنگ

چونکه مرا زاهد و هشیار دید

ساقی جان باده دهد بی درنگ

قاسم، اگر مست نه ای کژ مرو

از تو کسی نشنود این عذر لنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
  2. شمارهٔ ۴۱۶بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
  3. شمارهٔ ۴۱۷خاطرم آشفته و جان در ملال
  4. شمارهٔ ۴۱۸ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال
  5. شمارهٔ ۴۱۹مقررست و معین، برای اهل کمال
  6. شمارهٔ ۴۲۰خدای را چو ندانی، چه فقه و چه معقول؟
  7. شمارهٔ ۴۲۱این چه حدیثست که کرد آن صنم؟
  8. شمارهٔ ۴۲۲بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.