پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

مقررست و معین، برای اهل کمال

هزار بانگ «تعالی »، هزار جام زلال

ز فکر هر دو جهانم خلاص داد تمام

شراب ناب الهی، ز جام مالامال

سؤال صوفی صافی ز عاشق و معشوق

کلام زاهد خودبین همه خیال و محال

بپیش ساقی باقی رویم دست افشان

هزار حسن و ملاحت، هزار لطف و جمال

ببزم ساقی ما عاشقان همه مستند

نه مست عربده جو، مست مستقیم احوال

سؤال وصل بظاهر نمی توانم کرد

که در طریق ادب خامشیست حسن سؤال

ز قاسمی نفسی باقیست و این هر دم

بآرزوی هوای تو میزند پر و بال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱این چه حدیثست که کرد آن صنم؟
  2. شمارهٔ ۴۲۲بهیچ یار و دیاری اگر چه دل ننهادم
  3. شمارهٔ ۴۲۳خوش وقت من، که آینه کردار روشنم
  4. شمارهٔ ۴۲۴سلطان دلنواز چو باز آمد از کرم
  5. شمارهٔ ۴۲۵طلب‌کاری ز حد بگذشت و ما محروم و نامحرم
  6. شمارهٔ ۴۲۶نی چو بنالید، بگفتا: نیم
  7. شمارهٔ ۴۲۷از ما مپیچ رو، که غریبیم و تلخ کام
  8. شمارهٔ ۴۲۸یک جام به جانی دهد آن ساقی خودکام
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.