پرش به محتوای اصلی
قاسم انوار قاسم انوار

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۹

چه بود قصه لیلی درین نشیمن خاک؟

چه بود حالت مجنون رند دامن چاک؟

خدای داند احوال جنس موجودات

«الهی، انت الهی و لا اله سواک »!

شراب ناب ز جام جمال لیلی خورد

زهی شراب مصفا! زهی پیاله پاک!

جهان مظاهر حسن خداست، عز و جل

بپیش چشم خدا بین عارف چالاک

ولی بمظهر انسان، که مظهر خاصست

قیاس مظهر دیگر مکن، بگو: حاشاک!

میان ملک و ملک جوهری چو انسان نیست

هزار بار طلب کردم از سمک بسماک

کمال علت غاییست، قاسمی، انسان

اگر دلیل طلب می کنی بخوان «لو لاک »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۱ای زلف و رخت میگون، ای دوست سلام علیک
  2. شمارهٔ ۴۱۲نور ولایت تویی، شاه سلام علیک
  3. شمارهٔ ۴۱۳در تو عجب مانده ام ای عشق شنگ
  4. شمارهٔ ۴۱۴از شبستان ازل، تا بامداد آب و گل
  5. شمارهٔ ۴۱۵بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
  6. شمارهٔ ۴۱۶بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
  7. شمارهٔ ۴۱۷خاطرم آشفته و جان در ملال
  8. شمارهٔ ۴۱۸ما گنج قدیمیم درین دیر کهن سال
همه‌ی غزلیات ←

قاسم انوار درباره‌ی قاسم انوار

سید معین‌الدین علی پسر نصیر پسر هارون پسر ابوالقاسم حسینی قاسمی انواری تبریزی معروف به شاه قاسم انوار (زادهٔ ۷۵۷ هجری قمری در سراب، درگذشتهٔ ۸۳۷ هجری قمری در روستای لنگر تربت جام)، از شاعران ایرانی است. او از پیروان خاندان صفی‌الدین اردبیلی بود. معین‌الدین در شعر قاسمی یا قاسم تخلص میِکرد و یکی از پسران شیخ صفی‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.